گالری نقاشی انیس
|
پیام مدیر ![]() لینکدونی جستجودرگالری نقاشی لوگوی دوستان پیوندها
استاد فرشچیان
گالری شکیبا آرت دات کام نقاشی رنگ روغن سایتهای هنری ارت اند ارتیست گالری مژده موزه هنرهای معاصر گالری دیده portrait هنرکده اروپایی لینک هنری نقاشان جهان فرهنگستان هنر نقاشي هنر وفلسفه خانه هنر مندان ايران خط خطی های mi دلمشغولیها تصویر گری منظره art link پرتره نقاشی آبرنگ hilaryjames gaia-art portrait .گالری خیال parnian آبرنگ کتابچه کارتون گلستان هنر موسسه نگاران مدادسیاه من ... زن نارنجی پلاک 13 هامین آبرنگ گالری نگار هنری آثار خوشنویسی علی پیران کاتالوگ دکوراسیونIKEA گرافیک رایانه توماس کینکاد گالری ونوس :: قالب ساز :: طراح قالب |
هنر ايران در گذر تاريخ سير تكاملي هنر ايراني را در ريشه حوادث تاريخي اين كشور مي توان يافت. بنظر مي رسد كه آب و هواي متفاوت ايران اثر خود را بر ساكنان اوليه اين سرزمين در پيدايش هنرهاي گوناگون در دوره هاي تاريخي گوناگون داشته است. كوهها , صحراها و پديده طبيعي ايران هستند كه از ميان آنها دسته هاي هنري گوناگون زمانهاي قديم به پا خواسته اند فلات ايران باقيمانده كوهاي قديمي محل سكناي آريانهاي اوليه به قدمت ده هزار سال پيشين بوده است. خانه ها قدمتي بين 6 تا 8 هزار سال دارند. بقاياي اين آثار در دو دامنه كوه ايران با سلسله جبال البرز و زاگرس قرار دارند حفاري هاي باستان شناسان در اين دو منطقه , آثار هنري بسيار مهمي مشتمل بر نقاشي هاي غارنشينان , لوازم خانه و ابزار فلزي , سفالي ابزار جنگي مي باشد. كوههاي زاگرس مركز عشاير گوناگون بوده است. بدون شك بيشتر عناصر فلزي هزاره دوم كه امروزه مشهود هستند در نواحي لرستان بوده است مقادير متنابهي از اين آثار در موزه فرهنگي باستاني لرستان در معرض ديد قرار دارد ديگر منطقه كوهستاني ايران كه در تاريخ هنر ايران بسيار مهم مي باشد و آثار هنري بسيار مهمي در دامنه آن پيدا شده ؛ سلسله جبال البرز مي باشد. دامنه شمالي اين رشته كوه , مازندران و گيلان , محل سكناي نژادهاي قديم ايران مي باشد. ظروف فلزي اوليه از جنس مارليك در تپه اي به همين نام در رودبار در منطقه گيلان , متعلق به سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح مي باشد. اين ظروف كه از طلا و نقره و فلز ساخته و آراسته شده اند , معرف نژادي هستند كه باستان شناسان اعتقاد دارند كه با گروه هند و اروپايي – مستقر در فلات ايران , امپراطوري قدرتمند مادها را در اول هزار قبل از ميلاد پايه گذاري كردند. در كناره انتهايي صحراي ايران نزديك كاشان – در ناحيه اي بنام سيالك , ردپاي اوليه ساكن در نواحي مركزي ايران پيدا شده است سيالكها وسايل خود را از سنگ مي ساختند و به تدريج از سنگ تيز استفاده كردند. ذوق هنري اين مردم در كنده كاري هاي روي استخوان كه براي اولين بار انجام شده , نمايان است. در ابتداي اولين هزاره قبل از مسيح , تفاوت زيادي بين تمدن شمال غربي مثل قفقاز و نواحي شرقي آناتولي وجود داشت اين دوره فرهنگي بعنوان تمدن اورارتو شناخته مي شود. تحقيقات باستان شناسي در اين زمينه , در نواحي مانند آذربايجان , اصفهان , شيراز و حومه تهران , شامل قلعه ها و استحكامات اين تمدن , و آثار هنري ارزشمندي مي باشد. يكي از قديمي ترين آثار , اورارتو ؛ باقيمانده قلعه بسطام در اطراف درياچه اورميه در غرب آذربايجان شامل اتاقها , سرلاب ها , برج نگهباني , و مغازه ها و ساير قسمتها مي باشد. دو آسياب آبي نيز كه با آب رودخانه نزديك كار مي كردند , كشف شده است. در حفاري هاي اين قلعه تاريخي كردبندهايي , حلقه هاي شيشه اي , مهرهاي سفالي , و وسايل سفالي و جنگ افزارهاي از سنگ هاي ريز سمبل ساكنين شمال غربي ايران بدست آمده است. مهمترين اثر كشف شده در اين قلعه ؛ كتيبه بارست خط هيروگليف است ,كه نشان مي دهد تمدن اورارتو داراي حروف نوشتاري ويژه اي بوده اند. نكته جالبي كه در مطالعه هنر ايراني بنظر مي رسد اين است كه , هنر ايران مستقل از مكان و زمان پيدايش منعكس كننده روحيه و تمايلات ايراني ها مي باشد نكته ديگري كه بنظر مي رسد, تنوع آثار هنري است اين امر نشان مي دهد ايرانيان باستان , در مناطق مختلف مهارت هاي بالايي داشته اند. معماري در زمانهاي مختلف از ابتداي عصر امپراطوري مادها از شكوه و عظمت بالايي برخوردار بوده و رو به پيشرفت گذاشت. در اواخر اين مرحله تاريخي , معماري دوره اسلامي با تجهيزات و سليقه اي به شيوه ساسانيان , از چنان جلوه اي برخوردار بود كه در دنيا كم نظير مي باشد. در همان زمان هنرمندان مسلمان ايراني , طاق ها , دست نوشته هاي تزئيني و طرحهاي رنگي بسيار متنوع باشكوهي در مناطق مذهبي ساخته و ايجاد كردند. پيشرفت ساير هنرها مانند كارهاي فلزي , منسوجات , كارهاي شيشه اي , نقاشي , سفالگري و ساير اثار هنري – ملي ايران , مدت زماني به طول انجاميد. گاهي اتفاقات تاريخي , جنگ , پيروزي , هجوم بيگانگان , انزوال و فرمانروايي پادشاهان , اتفاقات طبيعي , خشكسالي , قحطي و زلزله اثر خود را بر سير و پيشرفت آثار هنري بجاي گذاشت. جداول تاريخي به شناخت تاريخ اتفاقات هنري كشور , شكل گيري , تحول و توسعه آنها كمك مي كند: 5 هزار سال قبل از مسيح ايرانيان كه اين نسل كه زمستانها و تابستانها كوچ مي كردند , شروع به ساخت خانه هاي سفالي كردند ابزارهاي سنگي پيشرفت كرده و با افزودن قسمت هايي از جنس استخوان تكميل شدند , وسايل خانه با رنگ هاي قرمز و مشكي رنگ شده و در آتش پخته مي شدند. در طي 4000 سال قبل از مسيح ساكنان زاگرس دهكده ها را ساخته و به تدريج بصورت متراكم زندگي كردند و معماري ايجاد شد. ابزارهاي جنگي در اين مناطق همچنان از سنگ بود ولي در پايان اين عصر شمشير و خنجرهاي فلزي , كتيبه ها با دست خط هاي اوليه ايلاهيس بوجود آمد 3000 سال قبل از ميلاد مسيح , سنگ سفيد , قير و انواع ديگر سنگ ها براي ساخت ابزار هنري استفاده مي شد. ظروف سالي آبي تيره و زغالي رنگ رواج يافت. سلاحهاي فلزي در مناطق مختلف ايران مثل شوش و نهاوند استفاده شد و زيورهاي مختلفي از طلا , عقيق و لاجورد ساخته شد. در دو هزار سال قبل از ميلاد مسيح , آمدن آريانها به فلات ايران مهمترين اتفاق بوده كه در آن زمان هنر فلز به اوج اهميت خود رسيد ساخت سفالهاي نازك در نواحي البرز و همسايگانش گسترش يافت و ساختمانهاي مجللي با ديوارهاي آجري يا آجر از سفال پخته شده , با نقاشي هايي با طرحهاي از انسانها و برجهاي فلكي , درختان و ساير شكلها تزئين گشت. شهرنشيني توسعه يافته و كنده كارهاي سنگي به مرحله اي رسيد كه زيبايي به شوش بخشيد. در اين زمان , اقوامي مانند آريانها , مادها و پارس ها در زاگرس سكني گزيدند. در هزاره اول قبل از ميلاد: بدليل عدم دسترسي به اسناد باستانشناسي دوران سياه پيشينه تاريخي ناميده مي شود. يافته هاي جديد اطلاعاتي درباره اين دهه مي دهند. در اين زمان چوپانان و كشاورزان ثروتمندي در دامنه هاي البرز زندگي مي كردند و وسايل فلزي ارزشمند و آثار سفالگري كنده كاري شده ارزشمندي داشتند. در قرن 6 و 7 قبل از مسيح بدليل مهاجرت انبوه نژادهاي متفاوت به فلات ايران مانند سيتل , اوراتوس , مانيل , كاستيس , مادها و پارس و در نهايت ايجاد امپراطوري هخامنشي و بدليل سازمان دهي مركزي ايران به دوران تاريخي وارد شد. از اين زمان به بعد مطالعات بصورت زمان بندي شده و طبقه بندي نگهداري شده اند. كتيبه هاي با دست خط هاي سه زبان , پارسي – ايلامي و آكادي از دوره هخامنشي بجاي مانده و مدارك ارزشمندي شكوه عظمت ايراني را نشان مي دهند. دوره هاي هنر بصري ايران به صورت زير خلاصه مي شود. هخامنشي 550 -350 قبل از مسيح : كارهاي ارزشمندي در معماري و ساير هنرها در دوران هخامنشي ايجاد شد فرمانروايي هخامنشيان بعد از اشغال ايران توسط اسكندر مقدوني منقرض شد. سلوكيان , پارتيان ها (312 – 91 قبل از مسيح) اولين سلجوقه پادشاهي سلوكيان را تأسيس كرده بعد از شكست سلوكيان , فرهاد دوم (129 قبل از ميلاد) امپراطوري پارتيان را تأسيس كرد و اين سلسله تا 224 ميلادي وجود داشت. ساسانيان 642 – 224 ميلادي : بسياري آثار ارزشمند و گوناگون از اين عصر به جاي مانده كه در تاريخ هنر ايران جايگاه بخصوصي دارد. انقراض آخرين پادشاه ساساني (يزدگرد سوم) توسط هجوم عربها پايان اين عصر و آغاز تاريخ جديدي براي ايران بود. اسلام آغازين (1000- 651 ميلادي) داستان هنر در سالهاي عصر اسلام قابل توجه مي باشد. پس از ساير دوره هاي تاريخي , هنر اسلامي به نقطه اوج خود رسيد : اين سالها عبارتند از : عصر سلجوقيان 1157 – 1000 ميلادي عصر مغول ها 1502 – 1370 عصر صفويان 1772 – 1491 و دوره جديد از سال 1772 ميلادي تاكنون نوشته شده توسط عبدالله سالارزهی | لینک ثابت | موضوع: |
مینیاتور واژه ي مينياتور که مخفف شده ي کلمه ي فرانسوي ميني موم ناتورال و به معني طبيعت کوچک و ظريف است و در نيمه ي اوال قرن اخير و حدودا از دوره ي قاجاريه وارد زبان فارسي شده , اصولا به هر نوع پديده هنري ظريف (به هر شيوه يي که ساخته شده باشد) اطلاق مي شود و در ايران براي شناسايي نوعي نقشهايي که داراي سابقه و قدمتي بسيار طولاني است به کار مي رود.
![]() اين هنر که به اعتقاد اکثر محققان در ايران تولد يافته , بعد به چين راه برده و از دوره ي مغولها به صورتي تقريبا تکميل تربه ايران برگشته و هنرمندان ايراني تلاش بي شائبه يي را صرف تکميل و توسعه ي آن کرده اند از جمله هنرهائي است که قابليت به تصوير در آوردن تمامي طبيعت را در قالبي کوچک دارد. اما نبايد چنين پنداشت چون مقياس تصاوير در مينياتور سازي بسيار کوچک است , بنابراين تنها بخش کوچکي از طبيعت را ميتوان در اين تابلوها تصوير نمود , يا چون الهام بخش مينياتوريست طبيعت است , وي ناچار ميباشد فقط مناظري از طبيعت را ترسيم کند. بلکه کوشش در ايجاد و القاي هر چه بيشتر زيبايي و تفهيم آن صفت ويژه يي ست که مينياتور سازي را از ساير انواع نگارگري ايران جدا مي کند و مينياتوريست هنرمندي است که آنچه را خود مي انديشد يا مي پندارد که بيننده علاقمند به ديدن آن است تجسم مي بخشد و به هيچوجه تابع مقررات و قوانين حاکم بر فضاي نقاشي نيست. ![]() مينياتورهاي امروز ايران , همان نقاشي کلاسيک اروپا (سبک اميرسيونيسم و به دنبال آن شيوه هاي مدرن نقاشي اروپائي) است و هرچند گروهي نوشته اند که به هنگام ظهور اسلام , ايرانيان در هنر نقاشي داراي سنتي کهن بوده اند. اما هيچ سند معتبري که اين ادعا را ثابت کند در دست نيست و اصولا اين گونه اظهارنظر کردن بيشتر منطبق بر واقعيت است که مکاتب مينياتورهاي ايراني , از قرون بعد از اسلام آغاز شده و در قرون اوليه ي بعد از ظهور اسلام , هنر ايران با ابتکاراتي در خطوط عربي تداوم يافته و بهترين نسخه هاي قرآن کريم را هنرمندان مبتکر ايراني نوشته اند و به تزئين و تذهيب مصحف شريف پرداخته و طلاکاري حواشي و سرلوحه ي قرآن و طرحهاي اسليمي و ختايي و گردش هاي ترکيب بندي آنها را به شيوه ي مخصوصي که امروزه آنرا استيليزه مي ناميم ابداع کردند و در ادامه ي اين ابداع و ابتکار , نقاشي براساس متن کتب و نوشته ها نيز رواج يافت که مينياتورهاي مکتب بغداد سر آغاز آن است. مکتب بغداد , از آن جهت که نوعي نقاشي بدوي است تا حدودي نشان از فقدان مهارت و قدرت هنري سازندگانش دارد و بيشتر در بردارنده ي قصه ها و روايات مذهبي است. هنرمندان مکتب بغداد , اکثر ايراني بوده اند و معمولا نيز به سفارش و دستور روساي قبايل عرب کتب خطي را با ذوق خود تزئين ميکردند و روش کار آنها به اکثر نقاط دور و نزديک ايران راه يافته بود و تا دوران سلجوقيان که نقاشي ايران ترقي محسوسي کرد ادامه يافت. بعد از حمله ي چنگيز به ايران و از رونق افتادن بغداد کهمرکز تجمع هنرمندان بود و از آنجا که نخستين فرمانروايان مغول در شمال غربي ايران و در تبريز و مراغه مستقر شدند, خواه ناخواه هنرمندان در آن منطقه گرد آمدند و به دليل علاقه و تمايل مغولان به هنر چيني , جذب ذوق آزمايي در اين زمينه شدند. ناگفته نبايد گذاشت که نقاشي به شيه ي چينيها , با هجوم مغولان به ايران نيامد , بلکه نقاشي ايران سالها قبل از تهاجم چنگير با اسلوب و روش هاي هنر چين در شراسر خاورميانه شهرت و اعتبار داشت و در شاهنامه ي فردوسي نيز به اين مطلب اشاره شده و احتمال ميرود که ترکان سلجوقي مروج اين شيوه در ايران بوده باشند. منتهي ايرانيان شيوه ي نقاشي چيني را با ديد خاص هنري خود تلفيق کردند و کاشي هايي که امروزه نمونه هايي از آن در دست است نشان مي دهد که سالها پيش از حمله ي مغول به ايران , همان سبک و شيوه و رنگ آميزي و طراحي که بعدها به صورت نقاشي کتب مورد استفاده قرار گرفت , در ايران اعمال شده و اگر دست حوادث کتاب خانه هاي بزرگ ايران را معدوم نکرده بود امروز به راحتي مي توانستيم نسخي را که متعلق به دوران پيش از مغول بوده و همان وي÷گي مينياتورهاي مکتب هرات يا مراغه و مکاتب ديگر بعد از مغول را داشته ببينيم. ![]() در ابتداي حمله مغولان به ايران , هنر نقاشي به واسطه ي قتل عام هنرمندان رونق خود را از دست داد. ولي بعد از چند سال سران مغول به فکر ترويج هنر افتادند و براي عملي ساختن اين منظور عده يي نقاشي چيني را از راه مغولستان به ايران آوردند و کوشيدند تا نقاشي چيني را در ايران رايج سازند و هنرمندان ايراني , اگرچه تحت تاثير اين مساله قرار گرفتند , اما برخلاف نقاشان چيني هرگز طبيعت را به عنوان نهايتي از احساسات و عواطف و به گونه يي مجرد و انتزاعي مورد توجه قرار ندادند و بيشتر به اسنان و تفکراتي در حالات انساني پرداختند و به همين جهت است که کمتر مينياتور ايراني را بي صورت و هيات انساني ميتوان يافت. هرگز پيوندهاي خود را با شعر , فرهنگ و شيوه هاي تفکر بومي نبريده و افسانه ها , اساطير , قهرمانان ملي , سنن وشيوه هاي زندگي ايراني همواره نمودي آشکار در آثار آنان داشته و اين وابستگي به زندگي و اعتقادات ملي تا جايي قوي است که به مينياتور ايراني , عليرغم پيوندها و نقاط مشترک فراوانش با ساير مکاتب آسيايي (ازجمله شيوه هاي نقاشي هندي , چيني و ژاپني) وجه ي خاصي مي دهد و باعث تمايزش از هنر ساير ملتها و ممالک مي شود و اين وضعيت تا دوران ايلخانيان و تيموريان ادامه داشت و به قدري مورد توجه بود که يکي از شاهزادگان تيموري به نام بايسنغر ميرزا که خطاطط هنرمند بود , سرپرستي امور هنري را در شهرت هرات به عهده گرفت. در آن زمان , شهر هرات مرکز تجمع هنرمندان شده بود و معروف است که فقط در يک آموزشکده ي نقاشي , شصت استاد به تعليم هنر جويان و انحام سفارشات محوله اشتغال داشتند. معروفترين استادکاران مکتب هرات کمال الدين بهزاد است که کتاب مصور و معروفي به نام ظفر نامهي تيموري دارد و به جرات مي توان آثار وي را از لحاظ حالت چهره ها , حرکت قلم , انتخاب موضوع و نمايش دادن وقايع سرآمد تمام مينياتورهايي دانست که قبل يا بعد از او در ايران ساخته شده است. ![]() رويهمرفته آثار مينياتور ايران در مکتب هرات , به علت سابقه ي ممتد و آزادي عمل قابل توجهي که بعد از مکتب بغداد براي هنرمندان به وجود آمد , تا حدي پيشرفت نمود که آثار دوره هنر نقاشي و مينياتور سازي ايران , بعد از دوره ي هرات , با همان شرايط تکميل يافته ي خود به عصر صفويان منتقل شد و بعد از آنکه تبريز به عنوان پايتخت انتخاب گرديد , استاد کمال الدين بهزاد به آنجا دعوت و عهده دار سمت رياست کتابخانه ي سلطنتي شد و همراه با استاد کاران بزرگ اين دوره نظير , آقا ميرک , سلطان محمد , حسين ياکوب وعده يي ديگر کوشيد تا اين هنر را تعالي و تکامل بخشد. سبک و مکتب نقاشي دوره صفويه را در يک تقسيم بندي کلي مي توان در دو بخش کاملا جدا از هم مورد بررسي قرار دارد. اول مکتب تبريز که تا وقتي پايتخت به قزوين منتقل شد به همان شيوه يي که ذکر آن گذشت تداوم داشت. مينياتورهاي اين دوره , همه در يک نوع و از لحاظ ظرافت کاري و حرکت قلم و طرح و رنگ دنباله ي مکتب هرات است و فقط مختصري با آن تفاوت دارد. دوم مکتب اصفهان که بعد از انتقال پايتخت به اصفهان شکل گرفت و طي آن سبک و شيوه ي کار دچار دگرگوني هايي کاملا چشمگير شد که نمونه ي بارز و مشخص آن نقوش تزئيني مساجد اصفهان , کاخ چهل ستون و عمارت عالي قاپو است ![]() معروفترين نقاش اين دوره , رضا عباسي است که در زمان شاه عباس دوم صفوي در اصفها ميزيست. شاه عباس چون نقش بود وهم اينک نيز نمونه هايي از آثار هنري او در موزه ي گلستان موجود است توجه خاصي به گسترش هنر نقاشي داشت و به دليل و تشويقي که از هنرمندان به عمل مي آورد مينياتورسازي در دوره ي او از جهت توسعه و قدرت , مهارت و سرعت کار نقاشان ترقي فوق العاده يي کرد و هنرمندان توانستند در حدي وسيعتر از مکتبهاي هرات , تبريز و قزوين , باهنر چيني و تاثير پذيري از آن فاصله بگيرند و اصالت ايراني به آثارشان بدهند و با ساده کردن نقوش و سرعت عمل بيشتر , نقاشي را از روي صفحه ي کاغذ به صورتي ديواري در آورند. اما ذکر اين نکته نيز ضروري است که آثار اين دوره به هيچ وجه قابل مقايسه با مکتب هرات نيست و از نظر ظرافت ضعيفتر از مکتب هرات است و فقط در آن نقوش تزئيني و گردش هاي اسليمي و ختايي و انواع ساقه ها و گلبرگهاي بسيار متنوع شده و اشکال آن که قبلا از چند نوع گل و برگ و اسليمي ريز تجاوز نميکرد, به بيش از پنجاه نوع اسليمي و گل ابتکاري بالغ گرديده است.
نوشته شده توسط عبدالله سالارزهی | لینک ثابت | موضوع: |
زندگینامه رامبراند 1606 _رامبراند هارمنز وان راين در پانزدهم ژوئيه در ليدن به دنيا مي آيد , پدرش يك آسيابان و مادرش دختر يك نانواست . 1620_ در دانشگاه ليدن براي تحصيلات لاتين ثبت نام مي كند ولي پس از مدت كوتاهي آن جا را ترك مي كند 1621 _3_ در ليدن به شاگردي نقاش نه چندان مشهوري بنام يا كوب وان اسوانن(1571_1638) در مي آيد . 1624 _ در كا رگاه نقاس تاريخي آن زمان يعني پيتر ليست من (1538_1633) حضور مي يابد. 1625 _ به ليدن بر مي گردد و به صورت نقاشي مستقل كارگاهي را در خانه پدري در ودزتيك مي گشايد . اولين اثر تاريخ دار * سنگسار سنت استه فن * رامبراند نقاشي مي كند . 1626 _ يان لن ونز (1607_1674 )نقاش جوان ديگري از ليدن همكاري چندين ساله را با رامبراند شروع مي كند . 1628 _ جرارد دو (1613_ 1675 )اولين شاگرد رامبراند به كارگاه او مي رود. 1630 _ پدر رامبراند مي ميرد 1631 _ رامبراند با هنر يك وان اويلن برخ دلال هنري آمستردام شريك مي شود 1632 _ به آمستردام مي رود . كا رگاه جديدش در خانه پدريش برقرار ميشود . مهمترين سفارش خود يعني تابلوي * درس آناتومي * دكتر تولپ را به اتمام ميرساند 1634 _ در ماه مه با سا سكيا وان اويلن برخ كه از خانواده بسيار ثروتمند است ازدواج مي كند . 1635_ اولين بچه آنها غسل تغميد مي بيند و بغد از يك سال مي ميرد رامبراند به كارگاه بزرگ خود در بلوم گراخت , ميرود تا بازذه بيشتر ي داشته باشد پرتره خود و ساسكيا را مي كشد 1638 _ دومين بچه آنها بغسل تعميد مي بيند ولي دو ماه بعد مي ميرد . 1639 _ سا سكيا و رامبراند به خانه بزرگتري در نزديكي محله يهو ديان مي روند اين دوره , موفق ترين و شاد ترين دوره زندگي او به شمار مي رود او مجموعه وسيع هنري خود را توسعه مي دهد و خانه را از آنها پر مي كند . 1640 _ سو مين بچه آنها به دنيا مي آيد و باز هم مي ميرد مادر رامبراند مي ميرد 1641 _ خدا پسري به آنها مي دهد و نام او را تيتوس مي گذارند 1642 _ تابلوي شبگردان به اتمام ميرسد و ساسكيا به علت بيماري سل مي ميرد 1642 _5 _ رامبراند روي اچينگ چاپ *شفاي بيمار توسط مسيح * مشغول كار ميشود دو نسخه از خانواده مقدس مي كشد 1645 _ هندريك استوفل به خانه رامبراند مي آيد و بعدا امور خانه و نگهداري تيتوس را به عهده مي گيرد 1650_ رامبراند مقروض ميشود و بستانكاران اموال او را حراج مي كنند 1653 _ باز به مققدار بدهي افزوده مي گردد و از دوستان پول زيادي قرض مي كند . تابلوي تفكر ارسطو در باره مجسمه هومر را به پايان مي رساند 1654 _ عقد هنريك استوفل براي رامبراند توسط كليسا بسته مي شود وضع مالي او وخيم تر ميشود 1655 _ تابلوي شستشوي زن در رودخانه و تيتوس در حال مطا لعه را نقاشي مي كند 1656 _ رامبراند اعلام ور شكستكي مي كند تابلوي دعا كردن يعقوب براي بچه ها ي يوسف و درس آناتومي دكتر دي من را به پايان مي رساند 1657 _8 _ سه جراح عمومي در ميكده دوكي سر كرون از اموال رامبراند بر گزار مي گردد . 1660 _ در اثر موافقت تيتوس و هندريك جهت راندن بستانكاران , او را بهپيش خدمتي خود بر مي گزينند تابلوي انكار مسيح توسط سنت پيتر را به اتمام ميرساند 1661 _ هندريك نا خوش مي شود و به خاطر كورنه ليا و صيت مي كند رامبراند قيم بچه شود . تابلوي دسيسه ژوليس سي ويليس را نقاشي ميكند 1662 _ تابلوي سران صنف پارچه فروش را به اتمام مي رساند 1663 _ هندريك مي ميرد 1668 _ تيتوس با مادانا وان لور در ماه فوريه ازدواج ميكند در ماه سپتامبر تيتوس ميميرد 1669 _ در چهارم اكتبر رامبراند جهان را بدرود مي گويد نوشته شده توسط عبدالله سالارزهی | لینک ثابت | موضوع: |
مختصری درباره پابلو پیکاسو پابلو پيكاسو يكي از پركارترين و بانفوذترين هنرمندان قرن بيستم است. او در نقاشي، مجسمه سازي، قلمزني، طراحي و سفالگري هزاران اثر خلق كرده است. او مكتب كوبيسم* را به همراه براك در ميان نقاشان جا انداخت و فن اختلاط رنگ بر پرده نقاشي را به عالم هنر معرفي كرد.پيكاسو در بيست وپنجم اكتبر سال 1881 در مالاگا، شهري در اسپانيا به دنيا آمد. او فرزند يك نقاش تحصيلكرده به نام جوز روئيزبلنكو و مارياپيكاسو بود كه از سال 1901 نام خود را به نام خانوادگي مادرش تغيير مي دهد. پابلو از همان دوران كودكي به نقاشي علاقه پيدا مي كند و از۱۰سالگي نزد پدرش كه معلم يك آموزشگاه هنري بود، اصول اوليه نقاشي را فراگرفت و دوستانش را با كشيدن نقاشي بدون بلند كردن قلم يا نگاه كردن به كاغذ سرگرم مي ساخت. در سال 1895 به همراه خانواده به بارسلونا تغيير مكان دادند. پيكاسو در آنجا در آكادمي هنرهاي عالي به نام لالنجا به تحصيل مشغول شد. در اوايل كار، ديدار او از مكان ها و گروههاي مختلف هنري تا سال 1899 در پيشرفت هنري اش بسيار تأثيرگذار بود. در سال 1900 ميلادي اولين نمايشگاه پيكاسو در بارسلونا تشكيل شد. در
پاييز همان سال به پاريس رفت تا در آنجا مطالعاتي در ابتداي قرن جديد داشته باشد و در آوريل 1904 در پاريس اقامت كرد و در آنجا به وسيله آثار امپرسيونيست خود به شهرت رسيد. پيكاسو زماني كه به كار مشغول نبود، از تنها ماندن خودداري مي كرد و به همين دليل در مدت كوتاهي حلقه دوستانش كه شامل گيلائوم آپولنيير،ماكس جاكب و لئواستين بود، شكل گرفت. در اين زمان خودكشي يكي از دوستانش روي پابلوي جوان تأثير عميقي گذاشت و تحت چنين شرايطي دست به خلق آثاري زد كه از آن، به عنوان دوره آبي ياد مي كنند. در اين دوره بيشتر به ترسيم چهره آكروباتها، بندبازان، گدايان و هنرمندان مي پرداخت. پابلوپيكاسو در دوره آبي بيشتر رنگ هاي تيره را در تابلوهاي نقاشي خود به كار مي گرفت. اما پس از مدت كوتاهي اقامت در فرانسه با تغيير ارتباطات، جعبه رنگ او به رنگ هاي قرمز و صورتي تغيير پيدا كرد. به همين دليل به اين دوره دوره رز مي گويند. كار پابلوپيكاسو در تابستان سال 1906، وارد مرحله جديدي شد كه نشان از تأثير هنر يونان شبه جزيره ايبري و آفريقا روي او بود كه به اين ترتيب سبك پرتوكوبيسم را به وجود آورد كه توسط منتقدين نقاش معاصر مورد توجه قرار نگرفت. در سال 1908 پابلوپيكاسو و نقاش فرانسوي جرجيسبراك متأثر از قالب امپرسيونيسم فرانسوي سبك جديدي را در كشيدن مناظر به كار بردند كه از نظر چندين منتقد از مكعب هاي كوچكي تشكيل شده است. اين سبك، كوبيسم نام گرفت و بعضي از نقاشي هاي اين دو هنرمند در اين زمينه آنقدر به هم شبيه هستند كه تفكيك آنها بسيار مشكل است. در اين شيوه رنگ هاي نمايش داده شده به صورت صاف و چند تكه، نقش بزرگي را ايفا مي كند، كمي بعد از آن آثار نقاشي خود را با سبك نئوكلاسيك و نمايش تشبيهي عرضه كرد. از سال 1925 تا 1930 درگير اختلاف عقيده با سوررئاليست ها بود و در پاييز سال 1931 علاقه مند به مجسمه سازي شد و با ايجاد نمايشگاه هاي بزرگي در پاريس و زوريخ و انتشار اولين كتابش، به شهرت فراواني رسيد. در سال 1936 جنگ داخلي اسپانيا شروع شد كه تأثير زيادي روي پيكاسو گذاشت به طوري كه تأثير آن را مي توان در تابلوي گورنيكا *ديد. در اين پرده نقاشي بزرگ، بي عاطفگي، وحشيگري و نوميدي حاصل از جنگ به تصوير كشيده شده است. پابلو اصرار داشت كه اين تابلو تا زماني كه دموكراسي كشور اسپانيا به حالت اول برنگردد به آنجا برده نشود. اين تابلوي نقاشي به عنوان يكي از پرجاذبه ترين آثار در موزهمادريد سال 1992 در معرض نمايش قرار گرفت. پيكاسو در سال 1940 به يك گروه مردمي ملحق شد و شمار زيادي از نمايشگاه هاي پيكاسو در طول زندگي اين هنرمند در سال هاي بعد از آن برگزار شد كه مهمترين آنها در موزه هنر مدرن نيويورك در سال 1939 و در پاريس در سال 1955 ايجاد شد. پيكاسو در آنجا خلق آثار با ارزش خود همانند نقاشي، طراحي،عكس هاي چاپي، سفالگري و مجمسه سازي را تا زمان مرگش ادامه داد. در سال هاي هشتاد يا نود سالگي، انرژي هميشگي دوران جواني اش بسيار كمتر شده بود و بيشتر خلوت مي گزيد. گوشه گيري پابلوپيكاسو بعد از عمل جراحي پروستات در سال 1965 بيشتر شد و با اختصاص دادن تمام نيرويش به كار، در كشيدن تابلو جسورتر گشت و از سال 1968 تا سال 1971 سيل عظيم نقاشي هايش و صدها قلمزني بشقاب مسي در معرض ديد عموم قرار گرفت. اين نقاش و مجسمه ساز اسپانيايي با خلق آثارش گام مهمي در هنر مدرن برداشت. او در ابداع و نوآوري سبك ها و تكنيك هاي نقاشي بي نظير بود و استعداد خدادادي او به عنوان يك نقاش و طراح بسيار قابل اهميت است. او در كار كردن با رنگ روغن، آبرنگ، پاستل، زغال چوب، مداد و جوهر بسيار توانا بود و با ايجاد آثاري در مكتب كوبيسم استعداد بي نظير خود را به بهترين شكل به كار گرفت و با وجود آموزش محدود علمي (كه تنها يك سال از دوره تحصيلاتي را در آكادمي رويال مادريد به پايان رساند) تلاش هنرمندانه اي را در تغيير جهت فكري خود انجام داد. مرگ او در حالي به وقوع پيوست كه با تعداد زيادي تابلو و آثار ارزشمند، مركب از علائق شخصي و به دور از در نظر گرفتن بازار هنر يك ثروتمند محسوب مي شد. اخيراً در سال 2003 خويشاوندان پيكاسو موزه وقف شده اي را در زادگاه پيكاسو يعني مالاگا به نام موسيوپيكاسومالاگا راه انداختند. پيكاسو در هشتم آوريل سال 1973 ودر 91 سالگي در موگينس فرانسه درگذشت. در زمان مرگ همسرش، ژاكلين و پسرش پابلو در كنار او بودند. و چون هيچ وصيتنامه اي در زمان مرگش نبود بعضي از آثار و مجموعه هاي او به عنوان ماليات ايالتي فرانسه، به دولت داده شد. پيكاسو در زمان حيات توانست مزه شهرت را بچشد و از زندگي خوبي برخوردار شود و برخلاف ديگر نقاشان خصوصاً در دوران قديم، به خاطر هنر خود، شرمنده و سرافكنده از فقر نبود. * تعريف پيكاسو از كوبيسم: خيلي ها فكر مي كنند كوبيسم يك مرحله گذار است؛ آزمايشي كه قرار است نتايج نا آشكاري به همراه داشته باشد. اين طرز تلقي كساني است كه كوبيسم را نفهميده اند. كوبيسم نه يك بذر است و نه يك جنين، بلكه هنري است كه در وهله اول با اشكال سر وكار دارد و وقتي شكلي تحقق مي يابد،آن شكل در همان جا به زندگي خود ادامه مي دهد. اگر كوبيسم را مرحله گذار بدانيم بدون شك تنها چيزي كه از دل آن بيرون خواهد آمد شكل ديگري از حجم گري است. رياضيات،مثلثات، شيمي، روانكاوي، موسيقي وهرآنچه كه نيست و نبايد به كوبيسم، ربط داده شد تا تفسير ساده تري از آن به دست دهند. اينها همه - اگر نگوييم مزخرفند- فقط نظريه هايي شخصي هستند كه به خاطر به اشتباه انداختن مردم با اين تفاسير گوناگونشان نتايج مخربي هم به همراه مي آوردند. كوبيسم خود را در چارچوب و محدوديت هاي نقاشي حفظ كرده است و هرگز تظاهر نكرده كه به فراسوي آن رفته است. * در سال 1937 اثر درخشان او به نام گوئرنيكا به وجود آمد. اين تابلو در مورد شهري به همين نام است كه در جريان جنگ هاي داخلي اسپانيا و توسط هواپيماهاي آلماني بمباران شده و با خاك يكسان شد. پيكاسو در زمان اشغال نازي ها در پاريس ماند و به شدت با نازيسم مخالفت كرد.تابلو گوئرنيكا كه در سالن اصلي شوراي امنيت سازمان ملل نصب شده بود، در زمان سخنراني وزير خارجه آمريكا براي اعلام حمله به عراق پوشانده شد تا مبادا سخنان جنگ افروزانه پاول با روح ضد جنگ گوئرنيكا در تضاد باشد و تاثير حرف هاي او را كم كند. پيكاسو با اين اثر توانست آنچه دارد را به عرصه نقاشي تبديل كند نوشته شده توسط عبدالله سالارزهی | لینک ثابت | موضوع: |
بیا
نوشته شده توسط عبدالله سالارزهی | لینک ثابت | موضوع: |
بمون بمون كه موندنت لحظه اغاز منه بدون بدون كه عشق تو شروع پرواز منه ببين كه با هر نفست دنيا برام تازه مي شه لذت ديدن تو با دنيا هم اندازه مي شه بذار تو دستاتو رو تنم كه تن پوش منه تمام ذرات تنم عشقتو فرياد مي زنه بمون بمون كه ماه با تو حجابشو برميداره بمون كه خورشيد واسه عشق گلهاي افتاب مي كاره بمون با من اي نازنين نبند رو عشق من درو فرياد عشق عاشقا بشنو عزيز من نرو اگه بري كي گلدون دلمو ابپاشي كنه كي مي تونه تو چشم من خورشيدو نقاشي كنه كي مي تونه تو گلدون گلهاي عشقو بشونه كي مي تونه از لب گل اواز عشقو بخونه كي مي تونه …. كي مي تونهنوشته شده توسط عبدالله سالارزهی | لینک ثابت | موضوع: |
|
منوی اصلی آرشیو مطالب لوگوی ما آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: |
